تبلیغات
قران كریم - علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟
  
 قران كریم
رفع شبهات دین و جواب به سوالات و متن نهج البلاغه و تفسیر قرآن
آخرین مطالب
معرفی سایت سئوقالبفا
ریاضت چند نوع است؟ كدام نوع جایز و كدام غیر جایز است؟
آوای كافی
عطش
ریاضتهایى كه در مكاتب غیراسلامى وجود دارد و باعث توانایى هایى در انسان مى شود، چه حكمى دارد؟
لیست کامل
 
آرشیو مطالب
هفته اول فروردین 1392
هفته اول فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته سوم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
لیست کامل
 
پیوندهای روزانه
زندگی زیباست-باشگاه پرواز!
دانشگاه پیام نور قوچان
وبلاگ شخصی فرشید صفدری
سایت طنز | سرگرمی | عاشقانه | آموزشی | خنده و شادی هم میهن
دختر بانمک
لیست کامل
ارسال لینک برای تبادل لینک
 
پیوندها
بچه ایرونی
سایت شتا
سایت آموزش آیفون
قیمت و نرخ ارز بانک مرکزی
جاوید الکترونیک تعمیرات تخصصی
لیست کامل
 

علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟

متن سوال: علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟

متن پاسخ: آگاهی خداوند نسبت به آینده انسان ها مطلبی قطعی و مبرهن است زیرا گذشته حال وآینده نسبت برای ما كه محاط به زمان هستیم مطرح است در هر مرحله از زمان اجزای پسین و پیشین آن ازما غایب است لیكن برای خداوند كه موجودی غیر زمانی بل خالق زمان و مكان است گذشته و آینده ای نیست و تمام هستی با همه ابعاد و امتدادات زمانی مكانی اش نزد او حاضراست . بنابراین حوادث آینده برای ما آینده است و حوادث گذشته از نظرما گذشته است و در مورد ذات اقدس احدی این مطالب راه ندارد.

البته مقصود شما از اینكه اگر خداوند عالم به افعال ما باشد جهان نمایشی بیش نیست به خوبی روشن نیست .
الف ) اگر منظور این باشد كه چون خدا می داند پس كنش های ما از ازل مقدر شده و سرنوشت هركسی رقم خورده و كسی قادر به تغییر آن نیست به عبارت دیگر انسان در افعال خود مجبور است با دقت در بیان فوق به خوبی روشن می شود كه علم الهی هرگز موجب جبر و نمایشی خواندن افعال بشری نیست زیرا زمانی علم الهی موجب جبر است كه علم او سبب و علت كنش و رفتار ماباشد وبه تعبیر دیگر چون او می داند كه ما انجام می دهیم در حالی كه برعكس چون ما چنین می كنیم خدا می داند واگر غیر از این می كردیم آن را می دانست . پس همان طور كه وقتی ما عملی را در برابر دیدگاه كسی انجام دهیم هیچ كس نمی گوید : چون فلانی می بیند پس عمل فاعل جبری است . در رابطه باعلم الهی بر افعال ما در زمان های گذشته نیز نباید چنین گفت ؛ زیرا زمان های گذشته چنان كه بیان شد نسبت به ما گذشته است و نسبت به خدا گذشته و حال و آینده یكسان می باشد و فرقی بین علم خدا در زمان های سه گانه نیست . در عین حال باید توجه داشت كه هر انسانی تمام قوای لازم برای افعالش را از ناحیه خدا دارد و اختیارش هم از ناحیه اوست لیكن جبر زمانی است كه خداوند مستقیما در كنش های ما دخالت داشته و قدرت گزینش را از ما سلب كرده باشد در حالیكه وجدانا می یابیم كه در كنش های خود انتخاب گریم و اراده حق تعالی به این تعلق گرفته است كه ما با آزادی كامل و در پی هدایت های فطرت و عقل و انبیا هر یك از دو راه سعادت و شقاوت را كه توانستیم برگزینیم لیكن پس از پیمودن هر یك نتایج آن دیگر به اختیار ما نیست و سرنوشت محتوم ما بر اساس همان رقم زده خواهد شد .
ب ) اما اگر مقصود شما از نمایشی خواندن جهان این است كه چون خدا می داند شمر سر امام حسین ( ع ) را می برد و ابن ملجم فرق امیرالمومنین ( ع ) را می شكافد و ...پس چه بهتر كه نمی آفرید تا این همه جنایات و مفاسدو زشتی ها رخ ندهد. بنابراین با علم به این زشتی ها و توان نیافریدن باز هم آفریدن كاری عبث و پوچ است . اگر نمی خواست چنین بشود از اول جلوی آن را عملا می گرفت . در این رابطه باید گفت : آفرینش انسان با همه كجروی هایش هرگز عبث و بیهوده نیست ؛ زیرا انسان موجودی است كه شایستگی كمال اختیاری را دارد و در كنش اختیاری با توجه به گرایشات متضاد آنها همه لازمه اختیارند وجود دو راه و برگزیدن هر یك توسط افراد مختلف امری بدیهی است . در این مسیر بسیاری به بالاترین درجات كمالی ممكن خواهند رسید و رفتارسو دیگران نه تنها مانع آنان نخواهد شد بل از جهتی تكامل بخش آنان است × یعنی حركت شمر برای او شقاوت است ولی برای امام حسین ( ع ) بزرگترین وسیله عروج .
ج ) چنان چه مقصودتان این باشد كه اگر خدا نمی خواست این اعمال رخ دهد از آغاز مانع آن می شد نه اینكه شمر را بیافریند و بعد هم دستور دهد این كارها را نكنید .در این صورت اولا : دیگر اختیار معنای خود را از دست می داد و راه كمال اختیاری به كلی مسدود می گشت . ثانیا : خداوند دو گونه خواست و اراده دارد : 1- اراده تكوینی 2 - اراده تشریعی و خلط بین این دو موجب اشتباهات بسیاری گردیده است . آری خداوند كژی ها را نمی خواهد و نمی خواست كه شمریزید و ...چنین و چنان كنند ولی این نخواستن تشریعی بود نه تكوینی و اگر تكوینا نمی خواست اصلا موجود مختار و ذی اراده نمی آفرید و از اساس مسیر كمال و شقاوت اختیاری را می بست .

لینک دانلود


ادامه مطلب
متن سوال: علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟

متن پاسخ: آگاهی خداوند نسبت به آینده انسان ها مطلبی قطعی و مبرهن است زیرا گذشته حال وآینده نسبت برای ما كه محاط به زمان هستیم مطرح است در هر مرحله از زمان اجزای پسین و پیشین آن ازما غایب است لیكن برای خداوند كه موجودی غیر زمانی بل خالق زمان و مكان است گذشته و آینده ای نیست و تمام هستی با همه ابعاد و امتدادات زمانی مكانی اش نزد او حاضراست . بنابراین حوادث آینده برای ما آینده است و حوادث گذشته از نظرما گذشته است و در مورد ذات اقدس احدی این مطالب راه ندارد.

البته مقصود شما از اینكه اگر خداوند عالم به افعال ما باشد جهان نمایشی بیش نیست به خوبی روشن نیست .
الف ) اگر منظور این باشد كه چون خدا می داند پس كنش های ما از ازل مقدر شده و سرنوشت هركسی رقم خورده و كسی قادر به تغییر آن نیست به عبارت دیگر انسان در افعال خود مجبور است با دقت در بیان فوق به خوبی روشن می شود كه علم الهی هرگز موجب جبر و نمایشی خواندن افعال بشری نیست زیرا زمانی علم الهی موجب جبر است كه علم او سبب و علت كنش و رفتار ماباشد وبه تعبیر دیگر چون او می داند كه ما انجام می دهیم در حالی كه برعكس چون ما چنین می كنیم خدا می داند واگر غیر از این می كردیم آن را می دانست . پس همان طور كه وقتی ما عملی را در برابر دیدگاه كسی انجام دهیم هیچ كس نمی گوید : چون فلانی می بیند پس عمل فاعل جبری است . در رابطه باعلم الهی بر افعال ما در زمان های گذشته نیز نباید چنین گفت ؛ زیرا زمان های گذشته چنان كه بیان شد نسبت به ما گذشته است و نسبت به خدا گذشته و حال و آینده یكسان می باشد و فرقی بین علم خدا در زمان های سه گانه نیست . در عین حال باید توجه داشت كه هر انسانی تمام قوای لازم برای افعالش را از ناحیه خدا دارد و اختیارش هم از ناحیه اوست لیكن جبر زمانی است كه خداوند مستقیما در كنش های ما دخالت داشته و قدرت گزینش را از ما سلب كرده باشد در حالیكه وجدانا می یابیم كه در كنش های خود انتخاب گریم و اراده حق تعالی به این تعلق گرفته است كه ما با آزادی كامل و در پی هدایت های فطرت و عقل و انبیا هر یك از دو راه سعادت و شقاوت را كه توانستیم برگزینیم لیكن پس از پیمودن هر یك نتایج آن دیگر به اختیار ما نیست و سرنوشت محتوم ما بر اساس همان رقم زده خواهد شد .
ب ) اما اگر مقصود شما از نمایشی خواندن جهان این است كه چون خدا می داند شمر سر امام حسین ( ع ) را می برد و ابن ملجم فرق امیرالمومنین ( ع ) را می شكافد و ...پس چه بهتر كه نمی آفرید تا این همه جنایات و مفاسدو زشتی ها رخ ندهد. بنابراین با علم به این زشتی ها و توان نیافریدن باز هم آفریدن كاری عبث و پوچ است . اگر نمی خواست چنین بشود از اول جلوی آن را عملا می گرفت . در این رابطه باید گفت : آفرینش انسان با همه كجروی هایش هرگز عبث و بیهوده نیست ؛ زیرا انسان موجودی است كه شایستگی كمال اختیاری را دارد و در كنش اختیاری با توجه به گرایشات متضاد آنها همه لازمه اختیارند وجود دو راه و برگزیدن هر یك توسط افراد مختلف امری بدیهی است . در این مسیر بسیاری به بالاترین درجات كمالی ممكن خواهند رسید و رفتارسو دیگران نه تنها مانع آنان نخواهد شد بل از جهتی تكامل بخش آنان است × یعنی حركت شمر برای او شقاوت است ولی برای امام حسین ( ع ) بزرگترین وسیله عروج .
ج ) چنان چه مقصودتان این باشد كه اگر خدا نمی خواست این اعمال رخ دهد از آغاز مانع آن می شد نه اینكه شمر را بیافریند و بعد هم دستور دهد این كارها را نكنید .در این صورت اولا : دیگر اختیار معنای خود را از دست می داد و راه كمال اختیاری به كلی مسدود می گشت . ثانیا : خداوند دو گونه خواست و اراده دارد : 1- اراده تكوینی 2 - اراده تشریعی و خلط بین این دو موجب اشتباهات بسیاری گردیده است . آری خداوند كژی ها را نمی خواهد و نمی خواست كه شمریزید و ...چنین و چنان كنند ولی این نخواستن تشریعی بود نه تكوینی و اگر تكوینا نمی خواست اصلا موجود مختار و ذی اراده نمی آفرید و از اساس مسیر كمال و شقاوت اختیاری را می بست .

لینک دانلود

دسته موضوعی:شبهات,
منبع:علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟,
keyword:متن سوال: علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟ متن پاسخ: آگاهی خداوند نسبت به آینده انسان ها مطلبی قطعی و مبرهن است زیرا گذشته حال وآینده نسبت برای ما كه محاط به زمان هستیم مطرح است در هر مرحله از زمان اجزای پسین و پیشین آن ازما غایب است لیكن برای خداوند كه موجودی غیر زمانی بل خالق زمان و مكان است گذشته و آینده ای نیست و تمام هستی با همه ابعاد و امتدادات زمانی مكانی اش نزد او حاضراست . بنابراین حوادث آینده برای ما آینده است و حوادث گذشته از نظرما گذشته است و در مورد ذات اقدس احدی این مطالب راه ندارد. البته مقصود شما از اینكه اگر خداوند عالم به افعال ما باشد جهان نمایشی بیش نیست به خوبی روشن نیست . الف ) اگر منظور این باشد كه چون خدا می داند پس كنش های ما از ازل مقدر شده و سرنوشت هركسی رقم خورده و كسی قادر به تغییر آن نیست به عبارت دیگر انسان در افعال خود مجبور است با دقت در بیان فوق به خوبی روشن می شود كه علم الهی هرگز موجب جبر و نمایشی خواندن افعال بشری نیست زیرا زمانی علم الهی موجب جبر است كه علم او سبب و علت كنش و رفتار ماباشد وبه تعبیر دیگر چون او می داند كه ما انجام می دهیم در حالی كه برعكس چون ما چنین می كنیم خدا می داند واگر غیر از این می كردیم آن را می دانست . پس همان طور كه وقتی ما عملی را در برابر دیدگاه كسی انجام دهیم هیچ كس نمی گوید : چون فلانی می بیند پس عمل فاعل جبری است . در رابطه باعلم الهی بر افعال ما در زمان های گذشته نیز نباید چنین گفت ؛ زیرا زمان های گذشته چنان كه بیان شد نسبت به ما گذشته است و نسبت به خدا گذشته و حال و آینده یكسان می باشد و فرقی بین علم خدا در زمان های سه گانه نیست . در عین حال باید توجه داشت كه هر انسانی تمام قوای لازم برای افعالش را از ناحیه خدا دارد و اختیارش هم از ناحیه اوست لیكن جبر زمانی است كه خداوند مستقیما در كنش های ما دخالت داشته و قدرت گزینش را از ما سلب كرده باشد در حالیكه وجدانا می یابیم كه در كنش های خود انتخاب گریم و اراده حق تعالی به این تعلق گرفته است كه ما با آزادی كامل و در پی هدایت های فطرت و عقل و انبیا هر یك از دو راه سعادت و شقاوت را كه توانستیم برگزینیم لیكن پس از پیمودن هر یك نتایج آن دیگر به اختیار ما نیست و سرنوشت محتوم ما بر اساس همان رقم زده خواهد شد . ب ) اما اگر مقصود شما از نمایشی خواندن جهان این است كه چون خدا می داند شمر سر امام حسین ( ع ) را می برد و ابن ملجم فرق امیرالمومنین ( ع ) را می شكافد و ...پس چه بهتر كه نمی آفرید تا این همه جنایات و مفاسدو زشتی ها رخ ندهد. بنابراین با علم به این زشتی ها و توان نیافریدن باز هم آفریدن كاری عبث و پوچ است . اگر نمی خواست چنین بشود از اول جلوی آن را عملا می گرفت . در این رابطه باید گفت : آفرینش انسان با همه كجروی هایش هرگز عبث و بیهوده نیست ؛ زیرا انسان موجودی است كه شایستگی كمال اختیاری را دارد و در كنش اختیاری با توجه به گرایشات متضاد آنها همه لازمه اختیارند وجود دو راه و برگزیدن هر یك توسط افراد مختلف امری بدیهی است . در این مسیر بسیاری به بالاترین درجات كمالی ممكن خواهند رسید و رفتارسو دیگران نه تنها مانع آنان نخواهد شد بل از جهتی تكامل بخش آنان است × یعنی حركت شمر برای او شقاوت است ولی برای امام حسین ( ع ) بزرگترین وسیله عروج . ج ) چنان چه مقصودتان این باشد كه اگر خدا نمی خواست این اعمال رخ دهد از آغاز مانع آن می شد نه اینكه شمر را بیافریند و بعد هم دستور دهد این كارها را نكنید .در این صورت اولا : دیگر اختیار معنای خود را از دست می داد و راه كمال اختیاری به كلی مسدود می گشت . ثانیا : خداوند دو گونه خواست و اراده دارد : 1- اراده تكوینی 2 - اراده تشریعی و خلط بین این دو موجب اشتباهات بسیاری گردیده است . آری خداوند كژی ها را نمی خواهد و نمی خواست كه شمریزید و ...چنین و چنان كنند ولی این نخواستن تشریعی بود نه تكوینی و اگر تكوینا نمی خواست اصلا موجود مختار و ذی اراده نمی آفرید و از اساس مسیر كمال و شقاوت اختیاری را می بست . لینک دانلود,علم خداوند نسبت به آینده انسانها چگونه است ؟,
- - -
+نظر();
 
محصولات تصادفی





منوی اصلی
خانه
قرعه کشی ایران مارکت سنتر
رهگیری ایران مارکت سنتر
گفتگو با مدیر
پیام به مدیر
RSS
Atom
 
موضوعات مطالب
شبهات
ترتیل قرآن
محصولات ایران مارکت سنتر
محصولات فروشگاه اینترنتی فروش
تصاویر مذهبی عکس مذهبی
سخنرانی مذهبی
نرم افزار مذهبی
مداحی خوانی مذهبی مرثیه خوانی و مولودی خوانی مذهبی
 
کلمات کلیدی
پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش
مداحی
ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل
سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده
محرم
 
نظر سنجی
برای چه کاری وارد وبلاگ شدید؟





 
جستجو





 
آمار
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
سایر امکانات
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com